مرتضى مطهرى

82

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

عنوان بود و به همين جهت مواجه با عكس العمل مخالف از طرف عموم مسلمين نگرديد . به هر حال نفوذ و شخصيت خليفه و تعصب مردم در پيروى از سيرت و روش كشوردارى او سبب شد كه اين قانون در محاق نسيان و فراموشى قرار گيرد و اين سنت كه مكمل ازدواج دائم است و تعطيل آن ناراحتيها به وجود مىآورد ، براى هميشه متروك بماند . اينجا بود كه ائمهء اطهار - كه پاسداران دين مبين هستند - به خاطر اينكه اين سنت اسلامى متروك و فراموش نشود آن را ترغيب و تشويق فراوان كردند . امام جعفر صادق عليه السلام مىفرمود : يكى از موضوعاتى كه من هرگز در بيان آن تقيه نخواهم كرد موضوع متعه است . و اينجا بود كه يك مصلحت و حكمت ثانوى با حكمت اوّلى تشريع نكاح منقطع توأم شد و آن كوشش در احياء يك « سنت متروكه » است . به نظر اين بنده آنجا كه ائمهء اطهار مردان زندار را از اين كار منع كرده‌اند به اعتبار حكمت اوّلى اين قانون است ، خواسته‌اند بگويند اين قانون براى مردانى كه احتياجى ندارند وضع نشده است ، همچنانكه امام كاظم عليه السلام به على بن يقطين فرمود : « تو را با نكاح متعه چه كار و حال آنكه خداوند تو را از آن بىنياز كرده است . » . و به ديگرى فرمود : « اين كار براى كسى رواست كه خداوند او را با داشتن همسرى از اين كار بىنياز نكرده است . و اما كسى كه داراى همسر است ، فقط هنگامى مىتواند دست به اين كار بزند كه دسترسى به همسر خود نداشته باشد . » . و اما آنجا كه عموم افراد را ترغيب و تشويق كرده‌اند ، به خاطر حكمت ثانوى آن يعنى « احياء سنت متروكه » بوده است زيرا تنها ترغيب و تشويق نيازمندان براى احياء اين سنت متروكه كافى نبوده است . اين مطلب را به‌طور وضوح از اخبار و روايات شيعه مىتوان استفاده كرد .